پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
یا علی ناامیدم از تو امید دعا دارم
مران از آستان خود که من تنها تو را دارم
تو فرقانی، تو یاسینی، تو طه یی، تو مولایی
تو از قلبم خبر داری که روحی مبتلا دارم
دعایم را اجابت کن، مریضت را طبابت کن
به را خود هدایت کن، خطا بی انتها دارم
من آن مجنون سرمستم که به عشق تو دل بستم
بگیر ای دلبر از دستم که حالی غم فزا دارم
تو آن مستور پیدایی که در جمعی و پنهانی
بیا ای یار رویایی ز هجر تو عزا دارم
از این مبحس رهایم کن به عشقت آشنایم کن
مرا از خود جدایم کن که از خود شکوه ها دارم
چنانم کن که سربازم، به پایت سر بیندازم
گهی سوزم گهی سازم بگویی تا رضا دارم
به جز عشق تو افسونگر در این دنیای بازیگر
نوشته شده توسط غزال در ساعت 22:56 | لینک
|