تبليغاتX
از تو به هر اشاره
مطالب جالب ودیدنی

یا علی ناامیدم از تو امید دعا دارم

مران از آستان خود که من تنها تو را دارم

تو فرقانی، تو یاسینی، تو طه یی، تو مولایی

تو از قلبم خبر داری که روحی مبتلا دارم

دعایم را اجابت کن، مریضت را طبابت کن

به را خود هدایت کن، خطا بی انتها دارم

من آن مجنون سرمستم که به عشق تو دل بستم

بگیر ای دلبر از دستم که حالی غم فزا دارم

تو آن مستور پیدایی که در جمعی و پنهانی

بیا ای یار رویایی ز هجر تو عزا دارم

از این مبحس رهایم کن به عشقت آشنایم کن

مرا از خود جدایم کن که از خود شکوه ها دارم

چنانم کن که سربازم، به پایت سر بیندازم

گهی سوزم گهی سازم بگویی تا رضا دارم

به جز عشق تو افسونگر در این دنیای بازیگر

چو عاشقها فقط بر سر هوای کربلا دارم
نوشته شده توسط غزال در ساعت 22:56 | لینک  | 

نوشته شده توسط غزال در ساعت 15:44 | لینک  | 

 

با دل روشن، در این ظلمت سرا افتاده ام

نور مهتابم، که در ویرانه ها افتاده ام

سایه پرورد بهشتم، از چه گشتم صید خاک؟

تیره بختی بین، کجا بودم، کجا افتاده ام

جای در بستان سرای عشق می باید مرا

عندلیبم، از چه در ماتم سرا افتاده ام

پایمال مردمم، از نارسائی های بخت

سبزۀ بی طالعم، در زیر پا افتاده ام

خار ناچیزم، مرا در بوستان مقدار نیست

اشک بی قدرم، ز چشم آشنا افتاده ام

تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار

برگ خشکم، در کفِ باد صبا افتاده ام

بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق

تا جدا افتاده ام، از دل جدا افتاده ام

لب فرو بستم رهی، بی روی گلچین و امیر

در فراق همنوایان از نوا افتاده ام.

خوشحال می شوم نظر بدی

نوشته شده توسط غزال در ساعت 22:6 | لینک  | 

 

هنوز اسیریم کم و بیش

 

زمان به سرعت می­گذرد

 

و من می­بینم که دستهایم تهی است

 

آنچه اندوخته ­ام فقط سرابی بوده است

 

آنگاه عمر به پایان می­رسد

 

چه اندوخته­ام؟

 

چه اندوخته­ام؟

 

ای آنکه منجی از پا افتادگانی

 

دست ما بگیر

نوشته شده توسط غزال در ساعت 20:16 | لینک  | 

 

مردم بنده دنیایند و دین لقمه کوچکی است سر زبانشان چون به بلا

 

آزمایش شوند دینداران اندکند.

 

امام حسین(ع)

 

نوشته شده توسط غزال در ساعت 14:51 | لینک  | 

 

     ای انسان تنها تویی که زیبایی را درک می­کنی، جمال و جلال و کمال تو را جذب می­کند. تنها تویی که خدا را با عشق نه با جبر پرستش می­کنی. ای انسان تنها تویی که قدرت خلاقیت خدا را درک می­کنی، تنها تویی که غرئر می­ورزی و عصیان می­کنی، و لجوجانه می­جنگی، و شکسته می­شوی و رام می­گردی، و جلال و جبروت خدا را با بلندی طبع و صاحب نظری خود درک می­کنی، تنها تویی که فاصله بین لجن و خدا را قادری بپیمایی وثابت کنی که افضل مخلوقاتی! تنها تویی که با کمک بالهای روح به معراج میروی، تنها تویی که زیبایی غروب تو را مست می­کند و از شوق می­سوزی و اشک می­ریزی.

ای انسان! خلقت در تو به کمال رسید، و کلمه در تو تجسم یافت، و زیبایی با دیدگان زیبابین تو ظهور کرد، و عشق با وجود تو مفهوم و معنی یافت، و خدایی، خود را در صورت تو تجلی کرد، ای انسان، تو مرا دوست داری و من نیز تو را دوست دارم، تو از منی و به سمت من باز می­گردی.

 

برگرفته از یادداشتهای شهید دکتر مصطفی چمران

نوشته شده توسط غزال در ساعت 14:21 | لینک  | 

 

 

 

 

 

D

 

 

 

 

نوشته شده توسط غزال در ساعت 10:33 | لینک  | 

نوشته شده توسط غزال در ساعت 22:44 | لینک  | 

من غريبه ي ديروزم.اشناي امروز.و فراموش شده ي فردا..پس در اشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي فردا يادم کني
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است
تارغرور بر دروازه محبت تنيدن و چه فاصله کوتاهي است تا انتهاي مرز بودن......
سوگوار مرگ لحظه هاي ديروز بودن چاره کار نيست
معجزه تبسم را امتحان بايد کرد
نوشته شده توسط غزال در ساعت 22:11 | لینک  | 

نبسته­ام به کس دل ، نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک

 به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی

 که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ستاره ها نهفته ام در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من

 

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من

 

نوشته شده توسط غزال در ساعت 20:45 | لینک  |